دفترچه یادداشت من

اینجا دفترچه یادداشت عمومی منه !!!

دفترچه یادداشت من

اینجا دفترچه یادداشت عمومی منه !!!

چمدان دلتنگی

فکرش را می کردم 

چمدان بردارم و دور شوم

اصلا نباشم دیگر !

بروم جایی پایِ شمعدانی هایم بمانم

بروم جایی کنارِ اقاقی ها آواز بخوانم

بروم لبخندم را ببخشم به خورشید اصلا

بروم و نباشم و نبینم 

بروم و نگذارم بمیرد امید

فکرش را می کردم

بروم جایی کنارِ خدا بنشینم

برایتان همه جا را پر از عطرِ تا همیشه کنارِ هم بودن بپاشم !

فکرش را می کردم

نباشم و تو بمانی

بمانی در دل

بمانی در باورِی پاک


سهراب راست می گفت شاید

باید امشب چمدانی را -

که به اندازه پیراهن تنهایی من جا دارد، بردارم

و به سمتی بروم

که درختان حماسی پیداست،

رو به آن وسعت بی‌واژه که همواره مرا می‌خواند -

من باید بروم اما 

شما بمانید

بمانید و عاشق شوید

بمانید و امید باشید

بمانید و باور کنید با هم بودن

با هم دلی کنار هم ماندن

تمامِ دنیاست

تمامِ خوبیست